دلم میخواد پاشی بیای اینجا، روبروی من، صاف و پوست کنده بگی من چمه. ولی نمیدونی، نمیای. حوصله کنکاش ندارم دیگه، هر روز و هر روز خودمو تحلیل میکنم و بیفایده است. انتظار معجزه دارم و نمیشه. انتظار دارم همون لحظهای که اراده میکنم حالم خوب بشه، با کوچکترین کار. ولی نمیشه. چون حالتی که برام اتفاق افتاده نافذتر و عمیقتر از این حرفاست. باید دوز دارو رو بالا ببرم، بردم هم بیفایده بوده، باید برم جایی دعوا راه بندازم که کتکم بزنن. ولی دعوایی نیستم. کاش میومدی مینشستی روبروم و میگفتی من چیام.
همش میگم اگه لپتاپم پیشم بود نویسنده میشدم، حالا پیشم نیست. و نمیشم. از تایپ با موبایل و تبلت بدم میاد، انگار برای نوشتن طولانی، مسخره به نظر میرسه. به درد اسمس کجایی؟ میخوره. حتی نه دیگه "بیداری؟"چون قبل از اینکه جواب بدی، من خوابم.من این طوری شدم، همیشه خواب. کند شدم. لفتش میدم. فرار میکنم. به جایی نمیرسم و برمیگردم، با ناامیدی.
من شدم شبیه اون استتوس همیشگیم ده سال قبل، تو یاهومسنجر: fade to black
من همش منتظر مرگم، در عین اینکه مرگ برام نامحتمله انگار. به اینایی که مردن اخیرا فکر میکنم و باور نمیکنم، انگار باید حتما یک سیلی بخورم تا بفهمم همه چی واقعیه. بیا حداقل یک سیلی بزن. بیدارم کن.
من شدم اونی که یادش میره غذا رو گازه، ولی همزمان یادشه. شدم اونی که دوست داشت یادش بره یه چیزایی، ولی همون چیزا رفته به خورد حافظه بلندمدت. من شدم اونی که وقتی یه خانمی تو درمانگاه گفت تموم بدبختیهای عالمم سرم بیاد، دو تا قطره اشک که بریزم خالی میشم، بهش حسودی کردم. من شدم یه
صدف خالی.
چون حال خاطره نوشتن ندارم، برای تهیه محصول برای ده سال دیگهم دوست دارم اینطوری، بیویرایش با حس و حال گودری بنویسم. همیشه ایتقدر بیمزه نیستم، حالا حالم خوب نیست، سیاهه جلوی چشام. پس . خب. که اینطور
من شدم اونی که یادش میره غذا رو گازه، ولی همزمان یادشه. شدم اونی که دوست داشت یادش بره یه چیزایی، ولی همون چیزا رفته به خورد حافظه بلندمدت. من شدم اونی که وقتی یه خانمی تو درمانگاه گفت تموم بدبختیهای عالمم سرم بیاد، دو تا قطره اشک که بریزم خالی میشم، بهش حسودی کردم. من شدم یه
صدف خالی.
چون حال خاطره نوشتن ندارم، برای تهیه محصول برای ده سال دیگهم دوست دارم اینطوری، بیویرایش با حس و حال گودری بنویسم. همیشه ایتقدر بیمزه نیستم، حالا حالم خوب نیست، سیاهه جلوی چشام. پس . خب. که اینطور
No comments:
Post a Comment